اطلاعات پایه مهاجرت به کانادا از طریق برنامه استارت‌آپ

در استارتاپ ویزای کانادا، یک تیم به عنوان اعضای اصلی (Co-Counders) استارتاپ معرفی می شود و تعداد این افراد هم تیمی می تواند حداکثر پنج نفر و حداقل یک نفر باشد. هر کدام از این اعضای هم گروهی باید حداقل 10% سهام را داشته باشند و جمعا افرادی که برای استارتاپ ویزا اقدام می کنند، باید صاحب 50% سهام استارتاپ باشند (هم سهامدار باشند و هم حق رای داشته باشند). با توجه به هزینه های زیادی که استارتاپ ویزا ممکن است داشته باشد، اکثر افراد تمایل دارند که تعدادشان 5 نفر باشد که هزینه ها را تقسیم کنند. باید دقت داشت که ممکن است به دلیل شرایط آن هم تیمی ها، مشکل جدی در اقامت دایم شما ایجاد شود.

اگر هر کدام از آن هم تیمی ها که نفر اصلی استارتاپ محسوب شوند، یک مشکلی برای اقامت دایم در کانادا داشته باشند (مثلا مریضی خاص که منجر به ردشدن در مدیکال شود یا داشتن دروغی در پرونده مهاجرتی که آن فرد نامناسب برای کانادا  inadmissible  شود و مانند آن)، اقامت دایم کل افراد تیم کنسل می شود. یک مشکل خیلی بزرگی که متاسفانه وجود دارد و باعث inadmissible شدن خیلی از افراد می شود، به اطلاعاتی مرتبط است که بدون اطلاع افراد، در پرونده مهاجرتی آنها ثبت شده است. مثلا یک آژانس مسافرتی، قبلا متعهد به گرفتن ویزای کانادا یا شینگن شده است و افراد کپی های پاسپورتشان را به آنجا داده اند و ممکن است آن آژانس برای دریافت ویزا، عمدا یا سهوا، اطلاعات اشتباهی در درخواست ویزا نوشته باشد (مثلا بدون هماهنگی با متقاضی، برای آن فرد متقاضی که مجرد است، بنویسد که ایشان متاهل است و فرزندانی هم دارد ولی همسر و فرزندانش در ایران می مانند) تا آن کشور قانع شود و ویزا بدهد. چه آن کشور ویزا داده باشد و چه ویزا نداده باشد، این اطلاعات در سیستم های آنها ثبت است. الان که همان فرد به عنوان یک نفر اصلی این تیم استارتاپی تقاضای مهاجرت دایم می دهد و واقعا می نویسد که مجرد است، از دیدگاه کانادا، یک دروغ (misrepresentation)  در سیستم محسوب می شود زیرا قبلا ادعا کرده است که متاهل است و چه این ادعای فعلی دروغ یا راست باشد، به هرحال ایشان دو ادعای متضاد کرده است و همچنین ایشان نمی تواند به راحتی بگوید که از مورد قبلی خبر نداشته است و آن آژانس اشتباها برای ایشان این متاهل بودن را پر کرده است! بنابراین مهم است که از سابقه افراد هم تیمی مطمئن شوید. برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید.

لیست کامل و رسمی از این سازمان ها در این آدرس وجود دارد. در این لیست سه گروه اصلی به نام های VC  یا Venture Capital Funds یا همان سرمایه گذار خطرپذیر ، انجل Angel یا همان افراد سرمایه گذار، و انکوباتور Incubator یا پرورش دهنده وجود دارد که هر سه گروه، مجاز به ارائه نامه حمایتی یا همان Letter of Support یا به اختصار LoS هستند. نکته کلیدی که باید برای هر کدام بدانید:

۱. در صورتی که از VC ها نامه حمایتی دریافت کنید، باید آنها قبول کنند که حداقل دویست هزار دلار در فعالیت شما سرمایه گذاری کنند. در صورتی که کار شما را خیلی خیلی قبول داشته باشند (مثلا محصولی دارید که گردش مالی خیلی بالایی ایجاد کرده است)، مقداری از سهام شما را می گیرند و تعهد می دهند این دویست هزار دلار را برای شما سرمایه گذاری کنند که البته آنها عموما به شما پول نمی دهند بلکه مثلا فضای کار به همراه خدمات وکیل و حسابدار و احتمالا برخی از هزینه بازاریابی و تبلیغات و مانند آن به شما می دهند (مثلا می گویند به مدت دو سال، هر هفته یک ساعت وکیل ما به سوالات شما می تواند جواب دهد بنابراین در این دو سال، کلا  100 ساعت در اختیار شما است و هزینه اش ساعتی 500 دلار است که این می شود 50هزار دلار، همین موضوع برای حسابدار هم هست که هفته ای دو ساعت جواب می دهد و می شود 150 هزار دلار و مثلا یک میز و صندلی هم در فضای کاری می دهد که هزینه اش را 50 هزار دلار محاسبه می کند و با این روش 200 هزار دلار را در کار شما سرمایه گذاری کرده است). این روش برای استارتاپ های ایرانی خیلی سخت است و توصیه می شود زمان زیادی برای گرفتن نامه از آنها تلف نکنید.

۲. انجل ها هم دقیقا مثل VC ها هستند و فقط به جای دویست هزار باید حداقل هفتادوپنج هزار دلار در فعالیت شما سرمایه گذاری کنند. بقیه موارد مشابه است.

۳. در صورتی که از انکوباتورها نامه حمایتی دریافت کنید، برخی از آنها هیچ سهامی از استارتاپ شما نمی گیرند و برخی تا حدود ده درصد سهام می گیرند. اکثر آنها هزینه هایی به عنوان هزینه های فضا و مربی و مانند آن از شما می گیرند که این هزینه ها به شدت متفاوت است. اصولا بهترین روشی که برای استارتاپ های ایرانی می توان اقدام کرد، همین روش است.

روش استارتاپ ویزا برای مهاجرت دائمی به کانادا، این مزایای کلی را دارد: نداشتن محدودیت سنی ، نیاز به نمره زبان پایین (CLB حداقل 5) ، امکان هم گروهی شدن با چند نفر دیگر (برای به اشتراک گذاری هزینه ها و فعالیت ها)،

و البته این معایب کلی را هم دارد: سخت بودن گرفتن نامه حمایتی از سازمان های تعیین شده، نیاز به داشتن پیشرفت های قابل توجه در شرکت (استارتاپ) پس از گرفتن نامه حمایتی برای نگهداری دیدگاه مثبت سازمان تعیین شده، نیاز به نظر مثبت آفیسر اداره مهاجرت روی افراد تیم و خود استارتاپ در آخرین مراحل برای اخذ   PR، نیاز به مخارج تقریبا زیاد برای هزینه های انکوباتور و راه اندازی استارتاپ در کانادا

بنابراین روش استارتاپ ویزا، برای همه افراد مناسب نیست و همه متقاضیان باید براساس شرایط خودشان بررسی کنند که آیا این روش، بهترین روش برای مهاجرت آنها است؟

مقایسه روش استارتاپ ویزای کانادا با روش پیشنهاد شغلی:

در روش پیشنهاد شغلی، شما از یک شرکت معتبر کانادایی، نامه درخواست برای خودتان دریافت می کنید که آن شرکت اعلام کند با شما به مدت حداقل یک یا دو سال قراردادی برای شغلی منعقد می کند و اگر آفیسر اداره مهاجرت قبول کند، شما می توانید فقط برای انجام آن شغل به کانادا بروید و حق انجام هیچ کار دیگری هم ندارید و بعد از اتمام مدت قراردادتان هم باید کانادا را ترک کنید مگر آنکه با روش دیگری بتوانید در کانادا بمانید. بنابراین داشتن پیشنهاد شغلی به صورت خودکار به مهاجرت دائم منجر نمی شود. از یک دیدگاه، استارتاپ می تواند به صورت خودکار به مهاجرت دایم برسد ولی برای پیشنهاد شغلی باید بتوانید چند سال، شغل را داشته باشید و بعد با روش دیگری مثل Express Entry امتیاز لازم را بیاورید و به مهاجرت دایم برسید که بدیهی است هر روشی که به مهاجرت دایم نرسد، ارزش خاصی ندارد و بنابراین اگر با چند سال کارکردن، باز هم نتوانید امتیاز لازم در Express Entry را (خودتان یا همسرتان) بیاورید کلا ارزشی ندارد. از دیدگاه دیگر، در صورتی که بتوانید پیشنهاد شغلی واقعی بگیرید و کار مناسب با تخصص خودتان انجام دهید، هم درآمد خوبی خواهید داشت و هم هزینه های استارتاپ را نخواهید داشت. البته با شرایط فعلی شغل در کانادا، گرفتن پیشنهاد شغلی واقعی کار خیلی سختی است و بسیاری از افراد ترجیح می دهند که فرصت خود را برای آن از دست ندهند.  

مقایسه روش استارتاپ ویزای کانادا با روش اکسپرس انتری و مهاجرت استانی چگونه است؟

اگر می توانید با هر زحمتی، امتیاز لازم را برای Express Entry به دست آوردید که واضحا، بهترین روش است. روش مهاجرت استانی هم با توجه به کم هزینه بودن و واضح بودن مسیر و ریسک کم، خیلی عالی است. بنابراین برای مهاجرت به کانادا، استارتاپ نسبت به این دو روش هیچ مزیتی ندارد. می توانم بگویم Express Entry مثل امتحان املا در مدرسه است که به هرحال تعداد غلط های املایی و در نتیجه نمره شما کاملا مشخص است ولی استارتاپ مثل امتحان انشا است که نمره شما خیلی به نظر معلم (انکوباتور، آفیسر اداره مهاجرت) بستگی دارد. توصیه اکید می کنیم که روش Express Entry و یا مهاجرت استانی، بدون ریسک و اولین گزینه برای مهاجرت است و حتی اگر باید وقت بگذارید و دو سال فقط کلاس زبان انگلیسی برای IELTS بروید تا امتیاز لازم را کسب کنید، باز هم ارزش دارد.

مقایسه روش استارتاپ ویزای کانادا با روش خرید بیزینس چگونه است؟

روش خرید بیزینس، ریسک های خیلی زیادی دارد. اولا هزینه های زیادی دارد مثلا تا حدود هشتاد هزار دلار باید بدهید برای خرید یک بیزینس، دوم آنکه باید هزینه هایی برای یک تعداد حداقلی از کارمندان آنجا تا یک سال بدهید، سوم آنکه ممکن است آن بیزینس با شکایت های حقوقی خاصی روبرو شود (از فعالیت های شما یا فعالیت های صاحب قبلی بیزینس) و هزینه های خیلی زیادی برای شما ایجاد کند. بنابراین اگر یک کسب و کاری را نمی شناسید یا صاحب قبلی و کارهای او را نمی شناسید، ریسک خیلی زیادی دارید می کنید نسبت به استارتاپی که از اول دست خودتان باشد. البته اگر مثلا شما سال ها در بیزینسی در ایران بوده اید و می خواهید از فردی که در کانادا او را  می شناسید، همین بیزینس را در کانادا خریداری کنید و از هزینه های پیدا و پنهان آن اطلاع دارید، شاید این روش برای شما مناسب باشد.

مقایسه روش استارتاپ ویزای کانادا با روش دانشجویی چگونه است؟

در روش دانشجویی، شما مدرکی از کانادا می گیرید که برای پیداکردن کار در کانادا خیلی ارزش دارد و هزینه هایی که برای دانشگاه می کنید، احتمالا کمتر از هزینه های استارتاپ خواهد بود، بنابراین به شرایط خودتان خیلی بستگی دارد. اگر حوصله درس خواندن دارید و سن شما مناسب است و احتمال زیادی بدهید که آفیسر به شما ویزای تحصیلی بدهد، و بعد از آن با کارکردن در کانادا می توانید امتیاز مناسبی برای Express Entry بگیرید. همچنین اگر هدف و دیدگاه شما برای کسب و کار نیست و فکر می کنید که تحصیل کردن یکی از بهترین روش ها برای زندگی است که روش دانشجویی اولویت دارد.

مقایسه روش استارتاپ ویزای کانادا با روش جابجایی شعبه شرکت چگونه است؟

روش جابجایی شعبه شرکت یا IntraCompany Transfer(ICT) به صورت خودکار به PR منجر نمی شود، بلکه یک روشی است که فرد مدتی به کانادا بیاید و هزینه هایی (نزدیک به دویست هزار دلار کانادا) برای این شعبه جدید شرکت در کانادا انجام دهد و سپس اگر امتیاز مناسب بیاورد، بتواند از روش Express Entry اقامت دایم بگیرد. جزییاتی در این روش هست که باعث سوتفاهم های زیادی می شود، مثلا اینکه برای خودتان، نقش مدیریت شعبه کانادا بنویسید، باز هم نمی توانید دویست امتیاز برای Express Entry بگیرید و فقط پنجاه امتیاز می گیرید زیرا شما یک مدیر عالی با کد دو صفر (صفرصفر) نیستید بلکه یک مدیر با کد یکعدد صفر (صفر) هستید که فقط پنجاه امتیاز دارد. به هرحال به شرایط فرد خیلی بستگی دارد ولی اگر فقط به مهاجرت فکر می کنید، به نظر می رسد که روش استارتاپ بهتر از این روش است.

در اینجا، توضیحاتی کلی در مورد برنامه ویزای استارتاپ کانادا برای هفت مشخصه مهم آن شامل “سابقه، آمار قبولی پرونده ها و روش این برنامه و شرایط پذیرش و سازمان های تعیین شده و مدت زمان تقریبی و هزینه تقریبی” داده شده است و مرجع اصلی برای همه این توضیحات، سایت رسمی اداره مهاجرت دولت کانادا به این آدرس است:

۱. سابقه

این برنامه با نام Startup Visa Program (برنامه ویزای استارتاپ) از سال 2013 به صورت یک برنامه آزمایشی برای پنج سال شروع شد و سپس از سال 2018 به عنوان یک برنامه دائمی مهاجرت به کانادا اعلام شد. نتیجه این برنامه برای متقاضی، اقامت دائم (Permanent Residency) (PR) کانادا است.

۲. وضعیت فعلی

براساس آماری که اداره مهاجرت کانادا براساس تعداد متقاضیان و تعداد تاییدشده‌های نهایی برای PR، منتشر می‌کند (از اینجا دانلود کنید)، تقریبا حدود 80% متقاضیان در سال 2019 و حدود 72% در سه ماه اول سال 2020، تایید شده‌اند که البته با توجه به پرونده های تقلبی و اشتباهی که سودجویان تهیه می‌کنند می توان مطمئن بود که آمار تاییدشدگان نهایی در سال های 2020 به بعد، کاهش خواهد یافت.

۳. روش این برنامه

تعدادی هم تیمی (حداکثر 5 نفر) اعلام می کنند که دارای ایده اجرایی یا محصول یا خدمات خاص هستند که هم نوآورانه (Innovative) است و هم برای کانادا شغل ایجاد می کند و هم می خواهند در کانادا آن را در قالب یک شرکت راه اندازی کنند و بتواند با دیگر شرکت ها رقابت کنند. آنها فعالیت های خود را به یکی از سازمان های تعیین شده (Designated Organizations)، اعلام می کنند و در صورتی که از یکی از آنها نامه حمایتی (Letter of Support) بگیرند، مدارک خود را به همراه نامه حمایتی به اداره مهاجرت کانادا ارائه می دهند و پس از بررسی های اداره مهاجرت کانادا، در صورت تایید شدن، به کل خانواده های آنها، اقامت دایم داده می شود.

۴. حداقل شرایط این روش

داشتن نمره زبان انگلیسی یا فرانسه، داشتن حداقل تمکّن مالی برای شش ماه زندگی در کانادا، و داشتن نامه حمایتی از یکی از سازمان های تعیین شده است.

۵. سازمان‌های تعیین شده

از این آدرس لیست کامل سازمان‌های تعیین شده قابل مشاهده می‌باشد، که به صورت مداوم به روز می‌شود.

این سازمان ها، توسط اداره مهاجرت کانادا تعیین شده اند (برای دادن نامه حمایتی به متقاضیان تایید صلاحیت شده اند) و در سه گروه اصلی سرمایه گذار خطرپذیر (VC)(Venture Capitalist) ، سرمایه گذار فرشته صفت (Angle Investor) ، پرورش دهنده (Incubator) دسته بندی می شوند که اعتبار نامه حمایتی از هر یک از این سه گروه، از لحاظ اعتبار نامه حمایتی، تفاوتی با هم ندارند.

۶. مدت زمان تقریبی

از زمان ارائه نامه حمایتی به اداره مهاجرت کانادا تا زمان دریافت اقامت دائم، براساس برنامه ریزی ها باید 12 تا 16 ماه طول بکشد ولی برحسب شرایط متقاضیان و کشور آنها و نیز شرایط عمومی مانند کرونا این مدت زمان به 32 ماه هم رسیده است. در این آدرس با انتخاب Economic Immigration و سپس انتخاب Start-up Visa و سپس یکی از دو گزینه I haven’t applied yet و یا I already applied  می توان مدت زمان را مشاهده کرد که هرگاه گزینه “هنوز اقدام نکرده ام” را انتخاب کنید، مدت زمان همان 12 تا 16 ماه نمایش داده می شود و هر گاه گزینه “اقدام کرده ام” را انتخاب کنید، مدت زمان تقریبی که 80% از افرادی که اخیرا PR شده اند، منتظر مانده اند را نشان می دهد.

دقت بفرمایید که این 32 ماه برای PR شدن، به دلیل عدم بررسی پرونده ها به مدت بیش از 12 ماه بود و حالا از یک طرف سرعت خیلی زیادی به بررسی ها داده اند و از طرف دیگر تعداد پرونده خیلی زیادی مانده است

در نظر داشته باشید که از زمانی که شما اقدام می کنید تا بتوانید نامه حمایتی را بگیرید، به صورت متوسط یک سال زمان نیاز دارد (هرچند برخی که محصول و محتوای خیلی آماده ای داشته اند در مدت دو ماه هم توانسته اند نامه حمایتی بگیرند).

۷. مرجع اصلی

مرجع اصلی برای همه این توضیحات، سایت رسمی اداره مهاجرت دولت کانادا می‌باشد.

قوانینی که اداره مهاجرت برای استارتاپ ویزا دارد خیلی واضح است و حتما آنها را مطالعه کنید تا به راحتی پیچانده نشوید. به هرحال هر کسی بخواهد شما را بپیچاند، در اولین مرحله، چند نکته در تضاد با آن متن های اداره مهاجرت می گوید و واکنش شما را می بیند تا بفهمد شما در چه حدی از قوانین اطلاع دارید و بعد مرحله به مرحله دروغ های بزرگتر می گوید.

۱. کارکردن: مثلا فردی که عضو تیم است، تا قبل از PR شدن، نباید در جای دیگری در کانادا کار کند یا تحصیل کند البته همسرش می تواند در هر جایی کار کند و برای فرزندانش هم تحصیلات رایگان است. بنابراین وقتی به شما بگویند شما عضوی از استارتاپ می شوید و وارد کانادا می شوید و در هر جایی خواستید بلافاصله کار می کنید، اگر منظورشان قبل از PR شدن است، دروغ است ولی اگر منظورشان بعد از PR شدن است، راست می گویند.

۲. تحصیل کردن: مثل کار کردن است که بعد از PR شدن، عضو استارتاپ می تواند تحصیل هم بکند.

۳. گرفتن نامه حمایتی به عنوان آخرین مرحله اصلی مهاجرت: گرفتن نامه حمایتی، یک مرحله مهم از مراحل مهاجرت در استارتاپ است ولی به هیچ وجه آخرین مرحله نیست بلکه اولین مرحله است. پس از گرفتن نامه حمایتی، باید در حدود دو سال، به صورت کاملا جدی، روی استارتاپ به صورت شبانه روزی کار انجام شود  و هر ماه گزارش های سخت گیرانه ای با جزییاتی در مورد پیشرفت استارتاپ تهیه شود که در صورت درخواست آفیسر اداره مهاجرت همه آنها برای بررسی جمع آوری می شود و براساس آنها، آفیسر در مورد دادن یا ندادن اقامت دایم به اعضای استارتاپ تصمیم می گیرد. بنابراین در صورتی که در این حدود دو سال، کارها به صورت مناسبی توسط تیم استارتاپ جلو نرود و وکیل بگوید یک تیم دیگر در حال کار است و اعضا هیچ اطلاعی از آن نداشته باشند، تقریبا می توان اطمینان داشت که به PR ختم نمی شود!

۴. گرفتن نامه حمایتی با رابطه: به هر حال رابطه می تواند تاثیر داشته باشد مانند دیگر کارهایی که در سطح کسب و کارهای دنیا به هرحال رابطه ها تاثیر دارند ولی سازمان هایی که نامه حمایتی می دهند (مانند انکوباتورها) باید تیم و استارتاپ را ارزیابی کنند و اگر در ارزیابی، کم کاری کرده باشند، بعدا ممکن است آفیسر اداره مهاجرت قبول نکند و برای Peer Review هم بفرستد و آنها هم گزارش بدهند که این انکوباتور در ارزیابی اولیه کم کاری کرده است.

۵. داشتن آشنا در اداره مهاجرت: ممکن است واقعا با یک نفر در اداره مهاجرت، آشنا باشند ولی او نمی تواند برای اینها کاری را انجام دهد. یادتان باشد که کانادا، کشور قانون است.

۶. دورزدن قوانین اداره مهاجرت کانادا: آگاه باشید که دورزدن قوانین، جرم است و در صورتی که ثابت شود می تواند حتی PR شما را باطل کند بنابراین اصلا دنبال کار خلاف نباشید. حتما دقت بفرمایید که روش کار کانادا با ایران خیلی متفاوت است. در کانادا وقتی یک سازمان یا وکیل یا متقاضی یا هر فردی، خلاف می کند، بلافاصله با او برخورد نمی کنند بلکه تا چند سال کلیه فعالیت های او را زیر ذره بین می گذارند و مدارک زیادی جمع می کنند. بعد او را به دادگاه می کشانند و با مدارک زیادی که جمع کرده اند، به صورت ناگهانی او را بدبخت می کنند! بنابراین خیلی بترسید که به شما بگویند” وکیلی هست که با انکوباتوری آشنایی دارد و برای شما درست می کند”. همین الان تعدادی از وکلای (ایرانی و غیرایرانی) را می توانید روی اینترنت ببینید که تا همین چند ماه پیش چقدر تبلیغ برای استارتاپ ویزا و مهاجرت می کرده اند و الان توسط دولت کانادا کلا از وکالت مهاجرت، کنار گذاشته شده اند!

شما باید در چارچوب قانون حرکت کنید. مثلا اگر می خواهید پول بدهید و با استارتاپ ویزا اقدام کنید، باید دقیقا همان روشی که برای استارتاپ ویزای واقعی هست را انجام دهید و در کلیه مراحل، در جریان همه موارد باشید. فرض کنید که خواسته اید در ایران شرکت بزنید و بررسی کرده اید و چند شریک فنی خوب پیدا کرده اید و سرمایه گذاری کرده اید. هر چقدر برای انتخاب این شرکا و نظارت بر کارهای شرکت باید وقت بگذارید و دقت کنید، برای کارهای استارتاپ هم باید همانقدر وقت بگذارید. روش کلاهبرداری استارتاپ ویزا هم دقیقا مانند روش کلاهبرداری شرکت های تضامنی در تهران است که می گفتند “این مقدار پول را بدهید و دیگر هیچ کاری نداشته باشید و بعدا سود زیادی می کنید” در حالی که شما باید روی همه موارد نظارت داشته باشید و به حرف هیچ فردی، بسنده نکنید.

Peer Review : در صورتی که آفیسر اداره مهاجرت بخواهد، می تواند در زمان بررسی پرونده شما، آن را برای چند سازمان تعیین شده دیگر (مثلا یک جمعی از انکوباتورهای دیگر) بفرستد که آنها نظر بدهند که آیا همه پارامترهای لازم برای انتخاب این تیم استارتاپی طبق روالی که قرار بوده، بررسی شده است یا نه. مثلا آیا بیزینس پلان مناسب بوده است، آیا خلاقیت در این استارتاپ وجود داشته است، آیا برای کانادا، کار ایجاد می کند و مانند آن. پس از اخذ نظر آنها، برای آفیسر اداره مهاجرت، الزامی ندارد که از نظر آن سازمان های حمایت کننده در Peer Review تبعیت کند و می تواند تشخیص خودش را داشته باشد. مثلا آنها بگویند بله و تایید است ولی باز هم آفیسر بگوید به تشخیص او و براساس مواردی که او می بیند، این فعالیت الکی است و اقامت دایم را ندهد. در آن صورت باید تیم استارتاپ، وکیل بگیرند و به دادگاه فدرال شکایت کنند. البته این وکیل نمی تواند فقط وکیل مهاجرتی باشد و حتما باید وکیل حقوقدان باشد.

DO : مخفف Designated Organization همان سازمان تعیین شده است که نامه حمایتی را صادر می کند و یکی از سه گروه VC یا انجل یا انکوباتور است.

LoS : مخفف Letter of Support همان نامه حمایتی است که سازمان تعیین شده برای شما صادر می کند و یک نسخه به شما می دهد که با پرونده خودتان بفرستید به اداره مهاجرت و یک نسخه هم مستقیم برای اداره مهاجرت ارسال می کند.

CLB5  : نمره زبان انگلیسی معادل نمره آیلتس به صورت مهارت خواندن 4 و بقیه سه مهارت 5 است. این نمره حداقل برای عضویت در تیم استارتاپ ویزا است. Settelment Fund : مقدار حداقلی از پول نقد (یا دارایی که قابلیت نقدشوندگی سریع داشته باشد مانند طلا) که شما باید ثابت کنید که در کانادا به آن دسترسی دارید. جدول های آن در سایت کانادا موجود است و مثلا برای اقامت دایم یک خانواده 4 نفره 25 هزار دلار (معادل هزینه تقریبا شش ماه) و برای ورک پرمیت همان خانواده 48 هزار دلار (معادل هزینه تقریبا یک سال) است.

در همین سایت، تعداد زیادی از فایل ها برای نمونه های مورد نیاز (مانند بیزینس پلان) و آدرس های اینترنتی برای آموزش  وجود دارد که توصیه می شود، آنها را با دقت بررسی بفرمایید.

۱. در اولین مرحله، چند ایده که دارید را در حد یک صفحه بنویسید که چیست و چگونه می خواهید با ان کسب و کار کنید. از بین آن ها ببینید که کدام مناسبتر است و سپس سعی کنید که واقعا محصول یا خدمت مورد نظر را تولید کنید. مثلا نرم افزاری را توسعه دهید یا وسیله ای فیزیکی را بسازید.

۲. برای آن توضیحات مناسبی تدوین کنید و یک وب سایت برای معرفی آن درست کنید.

۳. برای همه اعضای تیم، در لینکداین یک رزومه مناسب درست کنید.

۴. یک بیزینس پلان براساس نمونه هایی که در همین سایت معرفی شده است، درست کنید. (نکته اول در پایین را ببینید)

۵. حالا شروع کنید به برقراری ارتباط با همه انکوباتورها، با این روش که یک فایل اکسل از همه انکوباتورها درست کنید و با هر کدام ارتباط برقرار می کنید، در یک ستون بنویسید که در چه تاریخی چه فعالیتی داشتید (مثلا ارسال نامه و بیزینس پلان) و به همین ترتیب هرموقع جوابی گرفتید نیز یادداشت کنید که بتوانید در نهایت به خوبی تجزیه و تحلیل کنید و در نهایت با یکی از آنها قرارداد ببندید و شروع بفرمایید.

۶. فرم هایی که انکوباتور به شما می دهد را تکمیل بفرمایید و مدارک را به آنها بدهید و نامه حمایتی را دریافت کنید و با دیگر مدارک برای اداره مهاجرت کانادا (در شهر سیدنی استان ساسکاچوان در کشور کانادا) ارسال بفرمایید.

۷. به صورت خیلی جدی، کار استارتاپ خودتان را ادامه دهید و سعی کنید حتما مجوزکار (Work Permit)  برای ورود به کانادا بگیرید و به صورت حضوری هم در انکوباتور، توسعه استارتاپ را انجام دهید به گونه ای که گزارش های ماهیانه ای که انکوباتور از وضعیت پیشرفت شما می نویسد (و بعدا ممکن است آفیسر اداره مهاجرت همه را بگیرد و بررسی کند)، همگی خیلی مثبت باشد و نشان دهد که استارتاپ شما، الکی نیست.

۸. پس از مدت زمانی حدودا دو یا سه ساله امیدوار باشید که PR شما درست شود.

۹. پس از مدت زمانی حدودا دو یا سه ساله امیدوار باشید که PR شما درست شود.

نکته اول: کلیه فعالیت های مرتبط با کسب و کار اصلی استارتاپ باید از قبل مرحله برقراری ارتباط با انکوباتور شروع شده و تا بعد از PR شدن ادامه پیدا کند که می توان به صورت خلاصه آن را در عنوان زیر آورد: “ایجاد نمونه اولیه (MVP)(Minimum Viable Product) از محصول یا خدمات ، تست با مشتریان، اصلاح براساس بازخورد مشتریان و سپس ایجاد کمپین های توسعه بازار و به صورت خیلی جدی شروع به تولید و فروش.” نکته دوم: هر عضوی که از یک تیم استارتاپی هستید (حتی اگر پول داده اید و عضو شده اید) مطمئن شوید که این مراحل به درستی پیش می رود. حرف هیچ فردی (حتی معروفترین شرکت های مهاجرتی و یا وکلا) را کورکورانه قبول نکنید که بگوید “نگران نباشید و همه کارها دارد درست پیش می رود” بلکه اگر پول داده اید، باید مطمئن شوید که کارها به همین صورت پیش می رود. مثلا گزارش های ماهیانه انکوباتور را می توانید بگیرید و بخوانید و بررسی کنید.

۱. هزینه های دولتی یا اصطلاحا Application Fee و هزینه های مدیکال: این هزینه ها را براساس فرمها، به دولت کانادا می پردازید که برای یک خانواده چهارنفره تقریبا پنج هزار دلار است و اطلاعات دقیقتر در پایین صفحه آدرس  https://www.canada.ca/en/immigration-refugees-citizenship/services/immigrate-canada/start-visa/eligibility.html  است.

۲. هزینه انکوباتور: هزینه ها خیلی متفاوت است. از رایگان (طبق ادعای خودشان روی وب سایت هایشان) تا بیش از صدوبیست هزاردلار (و طبق ادعای برخی افراد تا بیشتر از 400هزار دلار) هزینه ها می شود. برای گرفتن نامه حمایتی از برخی انکوباتورها، آنها در ابتدا کلاس هایی می گذارند (رایگان یا با هزینه های حتی بیشتر از 30 هزار دلار) و از شما می خواهند که در آن کلاس ها شرکت کنید و سپس استارتاپ شما را ارزیابی می کنند. برخی هزینه هایشان را ماهیانه می گیرند و برخی در ابتدای کار کل هزینه را می گیرند. به هرحال روی رایگان یا ارزان خیلی حساب نکنید که برای ما ایرانیان نیست یا حتی برای استارتاپ ویزا نیست بلکه برای خود کانادایی ها است که قرار است با استارتاپ ویزا، هزینه های آنها هم تامین شود.

۳. هزینه های شرکت استارتاپی: شامل هزینه های ثبت شرکت (حداقل 500 دلار ) و حسابداری شرکت (حداقل سالیانه 1500 دلار) است. همچنین هزینه های ایجاد وب سایت، تولید محصول یا خدمات، کمپین های (Campaign) بازاریابی و تبلیغات، هزینه های اجاره فضای شرکت (در صورتی که سازمان تعیین شده فراهم نکند)، استخدام نیروی اداری از کانادا در صورت لزوم و مانند آن.

۴. هزینه انگشت نگاری: کلیه افراد بالای 13 سال در خانواده اعضای تیم استارتاپ، حداقل یک مرتبه برای انگشت نگاری باید به کشور ترکیه سفر کنند و انگشت نگاری شوند.

۵. در صورتی که برای تکمیل فرم هایتان بخواهید از وکیل مهاجرتی استفاده کنید، هزینه بین 3هزار تا 10 هزار دلار کانادا ممکن است از شما بگیرند.

۶. پس از اخذ ویزا، هزینه سفر به کانادا به ازای هر نفر حداقل هزار دلار کانادا را در نظر بگیرید (البته قیمت ها در زمان های مختلف، متفاوت است).

۱. مدرک زبان انگلیسی: نمره CLB5 کافی است که نمره IELTS معادل آن می شود برای مهارت Reading حداقل نمره 4.5 و برای بقیه سه مهارت (Listening, Writing, Speaking)، حداقل نمره 5 نیاز است.

۲. نامه تمکن مالی: برای اثبات تمکن مالی، باید هزینه حداقل 6 ماه زندگی در کانادا را به صورت نقد داشته باشید که برای یک خانواده 4 نفره، تقریبا 25 هزار دلار کانادا است. این نامه باید به عنوان گواهی بانکی باشد و روش های دیگر مانند خانه و مغازه قابل قبول نیست. نامه سهام بورس را ممکن است آفیسر اداره مهاجرت قبول کند و ممکن است قبول نکند و توصیه می شود ریسک نکنید. البته ممکن است شما بخواهید مثلا به جای آن 25 هزار دلار، 125 هزار دلار نشان دهید که مشکلی ندارد که نامه سهام بورس و مانند آن را هم قرار بدهید. همچنین بانک ها با نرخ های متفاوتی (از حدود 3300 تومان تا 16000 تومان) نرخ دلار کانادا را محاسبه می کنند و گواهی تمکّن می دهند ولی توصیه می شود شما ریسک نکنید و حتما این مبلغ را با قیمت دلار آزاد (در حدود 20 هزار تومان) در حساب خود داشته باشید یا سپرده ارزی در بانک داشته باشید که اثبات کند شما معادل این مبلغ را به صورت اسکناس دلاری در بانک دارید. 

۳. پکیج مدارک: از اینجا می توانید کلیه فرم هایی که نیاز هست را دانلود کرده و تکمیل بفرمایید. 

۴. نامه حمایتی از سازمان تعیین شده

۵. مدارک اضافی توصیه شده: بهتر است همه کارهای لازم برای زندگی در کانادا را انجام دهید مثلا برای کلیه مدارک دانشگاهی خودتان و همسرتان، تاییدیه WES بگیرید که در صورتی که با ویزای Open Work Permit بخواهید در کانادا کار کنید، بتوانید مدرک دانشگاهی را ارائه دهید. همچنین همه اموال و دارایی هایتان را حسابرسی رسمی کنید و گزارش آنرا ارائه دهید. روی سایت های کاریابی کانادا، ببینید که چه مشاغلی برای همسر عضو تیم (که حق کار کردن دارد)، وجود دارد و چه دانش یا مدارک یا تجربیاتی می خواهد و آنها را برای خودتان فراهم کنید (مثلا در فنی حرفه ای دوره ببینید یا زبان انگلیسی (یا فرانسه) را خیلی تقویت کنید و مانند آن) . برای مدرک دانشگاهی دقت بفرمایید که در سایت رسمی دولت کانادا، محدودیتی گذاشته نشده است ولی توصیه می کنیم حداقل یک سال آموزش بعد از دیپلم وجود داشته باشد و برای کاهش ریسک، حداقل مدرک پیش دانشگاهی حتما باشد و بهتر است مدرک فوق دیپلم هم وجود داشته باشد.

عموما زیاد سوال می شود که شانس گرفتن استارتاپ ویزای کانادا چقدر است. این سوال ، جواب مشخصی ندارد و مثل این است که سوال شود “شانس موفق شدن یک کسب و کار چقدر است” که واضحا بررسی عواملی مانند افراد و تجربه ها و روش های آنها خیلی اطلاعات بهتری می دهد نسبت به اینکه تعداد کسب و کارهای موفق را تقسیم بر تعداد کل کسب و کارهای ثبت شده کنیم. بنابراین می توانیم به آمار اداره مهاجرت کانادا استناد کنیم (مثلا این آمار را ببینید) ولی بهتر است بررسی دقیق تری کنیم که موفق شدن استارتاپ ویزای کانادا به چه عواملی بستگی دارد و هر کدام را چگونه باید مناسبتر انجام دهیم.

یک گروه از این عوامل به مراحل قبل از گرفتن نامه حمایتی برمی گردد مانند اینکه بتوانیم ایده مناسبی داشته باشیم و از یکی از سازمان های تعیین شده، نامه حمایتی بگیریم که به هرحال خیلی زود و در کمتر از یک سال می تواند مشخص شود. پس از آن، عواملی که ما به آنها شانس می گوییم شامل خودتان، گروه تان، انکوباتور، وکیل، آفیسر اداره مهاجرت، کرونا است که برخی را می توان و برخی را نمی توان کنترل کرد.

۱. خودتان: اطمینان پیدا کنید که مدارکتان شامل نمره آیلتس، نامه تمکّن بانک و نامه حمایتی سازمان تعیین شده قابل آماده کردن است و همچین مطمئن شوید که بیماری خاصی ندارید که در آخرین مرحله (مدیکال) مردود شوید (می توانید الان همان تست های پزشکی را با هزینه خیلی کمی در ایران انجام دهید) . مثلا ممکن است  قبلا به بیمارستان (یا دندانپزشکی) رفته باشید و به واسطه استفاده از تجهیزات غیراستریل، مبتلا به یک بیماری مثل هپاتیت B شده باشید و خودتان هم اطلاعی نداشته باشید ولی در مرحله مدیکال مشخص شود.  همچنین مطمئن شوید که مبلغ کافی برای هزینه های استارتاپ ویزا را دارید.  

۲. گروه تان: باید افراد اصلی گروه هم مانند خودتان، هیچ ریسکی از لحاظ پزشکی یا سوسابقه (جنایی یا ویزایی) نداشته باشند، همچنین برای کاهش ریسک توانایی انجام اقدامات مناسب مرتبط با استارتاپ پس از پذیرش تا زمان گرفتن PR ،حداقل یک فرد محوری در گروه باشد که برایش خیلی مهم باشد که تا هر جایی که لازم است، این استارتاپ را پیش ببرد که مطمئن شود این استارتاپ به اقامت دایم منجر می شود. شاید به دلیل شرایط کرونا، این پروسه مهاجرت، سه سال طول بکشد و آن فرد (یا افراد محوری)، فعالیت استارتاپ را با جدیت در تمام این مدت باید دنبال کنند.

۳. انکوباتور: اگر اداره مهاجرت به پذیرش دادن های انکوباتوری شک کند، قانونا می تواند کل فعالیت های آن را تعلیق کند و همه آنها را بررسی کند و می توان گفت انکوباتورهایی که خیلی گران هستند، احتمال مشکل دارند. بنابراین ناراحت نشوید که انکوباتور سختگیرانه بررسی کند. همچنین باید فرد یا افراد خاصی از استارتاپ با Work Permit در انکوباتور حضور دایمی داشته باشند و گزارش های پیشرفت بدهند به گونه ای که گزارشات ماهیانه انکوباتور در مورد استارتاپ به اداره مهاجرت خیلی مثبت باشد.

۴. وکیل : اینکه همه کارها را به دست وکیل بسپارید اشتباه محض است! اینکه او برای شما تیم فراهم کند و برای شما با یک اجرا کننده (مثلا برنامه نویس) قرارداد ببندد و فقط گاهی به شما یک حرفی بزند و گزارشی بدهد، روش اشتباهی است. اما اینکه به عنوان مشاور، به شما کمک کند و این کارها را کاملا در جریان همه جزییاتش باشید کار درستی است.

۵. آفیسر اداره مهاجرت: شما نمی توانید کار خاصی بکنید فقط مراقب باشید او را حساس نکنید روی خودتان و همیشه مدارک کامل و درستی بدهید. او روال های خودش را دارد و مدارکی را آپدیت می خواهد. به هرحال ممکن است جایی را اشتباه کند و می توانید به دادگاه های مهاجرتی شکایت کنید و پیگیری کنید. به هرحال دقت بفرمایید که برای این روش مهاجرتی، تشخیص آفیسر اداره مهاجرت مهم است و امتیازبندی مشخصی ندارد که بتوانید براساس آن، در دادگاه فدرال استدلال کنید.  کلا هم دادگاه، نظر خاصی نمی دهد و در بهترین حالت، پرونده را برای  تشخیص یک آفیسر دیگر اداره مهاجرت ارسال می کند و نظر او را می گیرد. یک هزینه حدود 15 هزار دلار کانادا برای آن مرحله دادگاه فدرال در نظر بگیرید.  

۶. کرونا: برحسب شرایط می تواند دلیلی برای عدم ارائه ورک پرمیت به اعضای اصلی باشد، یا باعث طولانی شدن پروسه اقامت دایم گرفتن باشد و به هرحال از کنترل ما خارج است.